الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
422
الخصال ( فارسى )
چرا بنده دستش بسوى را آسمان بلند كند ؟ فرمود مگر اين آيه را نخواندى كه مىفرمايد روزى شما و آنچه بدان نويد داده شديد در آسمان است ، خدا دستور داده كه روزى را از جان آن بخواهيد و جاى روزى و آنچه خدا وعده داده است آسمان است . 257 - بنده از نماز خود منصرف نشود تا از خدا بهشت را بخواهد و از دوزخ به او پناه برد و از او بخواهد كه حور العين به او روزى كند . 258 - چون به نماز بايستيد نماز كسى را بخوانيد كه با نماز وداع مىكند . 259 - تبسم نماز را نميبرد ولى خندهء قاهقاه نماز را ميبرد . 260 - چون خواب بر دل مستولى شد وضوء لازم است . 261 - چون در ميان نماز چرتت گرفت و خواب بر تو مسلط شد نماز را ببر كه مبادا بر خود بجاى دعا نفرين كنى . 262 - هر كه بدلش ما را دوست دارد و با زبانش ما را كمك كند و به دستش با ما در نبرد دشمنان همكارى كند او در بهشت با ما همدرجه است . 263 - هر كه از دل دوست دارد و با زبان ما را يارى كند ولى در حال هدنه بسر برد و فيض جهاد با ما را درك نكند يك درجه پائينتر است . 264 - هر كس كه از دل ما را دوست دارد ولى با زبان و دست ما را يارى نكند دو درجه فرودتر است . 265 - هر كس ما را از دل دشمن دارد و با زبان و دست زيانى بما نرساند در دوزخ است . 266 - هر كس از دل ما را دشمن دارد و با زبان بما زيان رساند در دوزخ است . 267 - هر كس از دل ما را دشمن دارد و با دست و زبان خود بما زيان رساند در دوزخ است و همنشين دشمن ما است . 268 - اهل بهشت به منزل ما و منزل شيعيان ما نگرانند چنانچه مردم كنون بستارهها مينگرند . 269 - و چون از سورههائى كه آغاز آنها سبح يا يسبح است فارغ شديد بگوئيد سبحان اللَّه الاعلى